دلنوشته های عمه سحر برای برادرزاده♥♡

تشکررر خیلی زیاد از دوستای بازدید کننده ی مهربونم ^-^

این پست رو فقط و فقط برای دوستای خوبم ک نظر میزارن و کلی منو خوشحال میکنن میزارم  ...^-^♥♡♥عاشقتونم با نظرای خوبتون ک ب من قوت قلب میدین... همچنین به دونه ی پرتقال عمههههه!♥♡♥♥  عاشق اینروزا و عاشق اینجاممم ^-^ یکی از ابراز محبتای دوستای خوبمو میزارم اینجا عکسشو  بعد ب من حق بدین ذوق کنم^-^     ...
29 بهمن 1393

ی پست هول هولکی با کلی خبرای خوب ♥

سلام کوچولوی نازنینننن مننننن عزیز دلمم خوبییی؟راحتییی؟الان این پستو ساعت6:53 صبح دوشنبه هست ک تایپ میکنم اما دیرتر میزارمش توی وبلاگ چون الان منتظرم ک دوستم بیاد و با مترو بریم دانشگاه ..عزیز دل عمهههه ی خبر خوووب امروزززز مامان فریده و بابا پدرام و و درواقع توام باهاشونی و مامان فریده قورتت داده اومدینننن... قربونت بشم من شکم مامانیت یکم بزرگ شدههه... وای عزیز دلممم ما خیلی خوشحالیم ک اومدین و پیشمونین. خلاصه جمعمون جمع شده اونم فقط بخاطر وجود تویه ک باعث شد ک مامان بابا بیان ایران.. عزیز دل عمه خیلی دوستت دارممم بعد رفتم خونه ی پست جدا میزارم^؛^الان خیلی تابلویه کنار خیابون دارم تایپ میکنم ^---^
27 بهمن 1393

تبدیل شدن کنجد ب دونه ی پرتقال^-^

سلام گل گلیه عمهه.... خوبییی عزیز دلممم؟؟؟..راحتیییییی تو شکممم مامانیییییی؟^-^..  ببخش اینروزا کلی حرف ته ته دلم هست ک بگم واست اما خببب اینقدر ک سرم شلوغه فرصت نکردم بیام اینجا واست بنویسمممم ... امشبببب دیگه گفتم هرجور شدههههه باید بیامو واست بنویسممم... خبببب یکی یدونه ی عمهههه عزیز دل من .. امروز ازون روزای خوب بوددد صبح ک از خواب پاشدممم صحبت از تو بود تو خونمون.. مامانی با بابا پدرام صحبت میکردن بعددد از کمییییی کنجکاوی متوجه شدمممم ک مامان فریده رفته پیش ی دکتر سونوگرافی توی مالزی ...واااای وای عکستو واسمون فرستادن نی نیه خوشگل ... البته ک خوشحالم از دونه ی کنجد ب دونه ی پرتقال تبدیل شدی.. مامان فریده خیلی خیالش راحت شدددد فهمیدد...
23 بهمن 1393

امتحان ارشد....

سلام گل گلیه من.. ببخش یک روز نیومدممم همش در حال انجام دادن کلر مورد علاقم یعنی شیرینی پزی بودممم^----^ مامان فریده خیلی شیرینیایی ک من درست میکنمو دوست داره بعد الان ک توام اومدی پیشش خیلی بیشتر دلش میخوادددد بعد عمه جان من دارم چیزای بیشتر یاد میگیرممم ک وقتی اومدین وتستون درست کنم^-^ راستی امروز امتحان ارشد هم داشتممممممم اما خبببب بگذریم:)))))))).....میترسم بد اموری داشته باشه  اگه بگم چجوری دادم:)))))))))).... بعددددد جونم واست بگه ک الانم تو خونه همینجوری نشستیم بیکارررررر .... زودتر بیا عزیز دلممممم ک حال و هوای هممون عوض بشههه♥♡ عاشقتممم :**
16 بهمن 1393

درد دل من با برادر زاده جونم..

سلام خوشگل عمه ..:*  الان ساعت 17:10 دقیقه عصره منم اینقدر ک صبح خوابیدمم الان خوابم نمیبره^-^....ذوق زده ازینم ک این وبلاگو درست کردم تا با خود خودت حرف بزنم... چون هیچکسه هیچکس ازینجا خبر نداره ..هیچکس.. راستش میخوام تا زمان تولد یکسالگیت هیچکسو ازین روز نوشته هام باخبر نکنم . فکر میکنممم سورپرایز قشنگی باشه همع .. مامان فریده بابا پدرام .عمو حسام و مخصوصا مامان بزرگ و بابا بزرگ جونت ♥♡♥  اخ اخ گفتم مامان بزرگ و بابا بزرگ یادم از دیشب اومد  عمه جوووننن.... :))دیشب بعد ازینکه با بابا پدرام حرف زدیم کلا از جو خوشحال بودن اومدن تو ب زندگیمون  بابا بزرگ مهربونت رفت تو سایت ایران سانگ اهنگای قدیمی بهزاد و گ...
14 بهمن 1393

لباسای گوگولیت کنجد جونن^-^

اینارو مامان فریده و بابا پدرام واست خریدن خوشگله من .... خیلی نازو قشنگن مبارکت باشه ^---^   خب فک کنم اپلود کردن عکسو یاد گرفتممم^-^....چ عمه ی باهوشی داری به به :)))))           ...
14 بهمن 1393

اتفاقای امروز..♥♡

سلام سلامممم سلااممم......^--^ این مطلبو واسه نی نی خوشگلمون برادر زاده عزیز تر از جونم مینویسممممم.... امروز با مامان فریده صحبت میکردم. میدونی ک عزیز دلم مامان بابا ایران زندگی نمیکنن ... اما بخاطر تو دیگه کم کم دارن میان ایران تا مامان فریده و بابا پدرام راحت تر باشن و و تو توی وطن مادری و پدریت ب دنیا بیاااای.... چندروزه ک مامان فریده سرماخورده شده چون نمیتونه قرص قوی بخوره  مجبوره ک تحمل کنه و یکم طولانی شده مریضیششش اما خب الان بهتره مامان جونت عزیزه دلم فکر کنم تا یک ماه دیگه یعنی بیست روز مونده ب عید بیان پیشمون و عید امسال توام جزوی از افراد زندگیه ما شدی^-^ ...  بهترین عیدو واسه هممون رقم زدی خوشگله عمه :*** ج...
14 بهمن 1393